گفته نگم
خدا حافظ...
این یعنی انتظار...
برای نیما پسر هگمتانه
گفته نگم
خدا حافظ...
این یعنی انتظار...

خوش به حال پرواز
که تو را می برد آن سوی خیال
خوش به حال آواز
که تو را می بردت تا که رسی سمت خدا
که تو را میبردت تا به ملاقات خدا
خوش به حال آوا
که یکایک همه تکواژ سرودی ابدیست
که تو را
صرف احساس نمود
که تو را همره بود
بد به حال دل من
که غم چشم تو را
با چه پاکی نسرود
بد به حال دل من
با تو ای ناب ترین شعر خدا
یک نفس یار نبود
بد به حال دل من با تو همراه نبود...

-----------------------------------------------
خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی دوست دارم نیمای من
ببخش برای همه ی بد اخلاقیام
این دو تا پرنده ی ناز منو آقاییم هستم
شعر ماله خودم بود
ببخشید تصویر دومی یه کم بی ادبی بود اما اونم منو آقاییم هستیم..!
فقط سالم باشه
دیگه چیزی نمیخوام...![]()
الان دو هفته ست
خسته م
و نگران
از هیچی خبر ندارم
فقط اینکه
نیست...![]()
تلفن هم جواب نمیده
من میترسم و شب و روز دعا میکنم
سلامت باشه دیگه هیچی نمی خوام...
تورو خدا براش دعا کنید![]()
![]()
![]()
-------------------------------------
خب
برگشت
اما هنوز نیومده
نمیدونم چی شده
میان سیل سکوت تو را صدا کردم
که ابی ترین ترنم پرندگان بودی
تو را صدا کردم
که سر سبز ترین آیه ی خدا بودی...!
که شادمانه ترین شعر ما بودی
تو را صدا کردم
صدای من نشنیدی و از برم رفتی
کنون که قاصدک روح و قلبم را
به سوی سرخیه بی منتهای عشق تابانت
بسوی مهر همیشه رخشانت
به دستهای باد فرستاده ام شاید
دوباره برگردی
دوباره جام خنده های شیرینت
مرا بسی ز فرهاد عاشق تر
قبول گرداند
مرا بسی ز هر عاشقانه جنون
عاشقانه تر داند
بیا بهار دلم...
و این خزان همیشه غمگین را
جدا کن از دل من...
------------------------------------------------------
پ ن : آقاییه من قراره بیاد خدایاااااااااااااااااااااااا شکرت![]()
بهار دل من قراره بیاد![]()
بالاخره قاصدکا به دستش رسید![]()
پ ن : دعا کنید براش بازی رو ببرن حتی از سنندج![]()
پ ن : شعر ماله خودم بود ...برای پاکترین وجود دنیا که شاعرم کرد!![]()
![]()
![]()
نیما من شاعر نبودم
خیلی دوست داشتم باشم
اما نمیشد
ولی از وقتی اومدی
شاعر شدم
------------------------------------------------------
و آن روز که رفتی یاسها مردند
و برگهای خزان زده ی عمر یک یک افتادند
و قلب من کنار بوته ی یاسها پژمرد
و قلب تنهایم دوباره پرپر شد...
هوای ابری شهر در نگاه من خفته ست
و سیل غم و درد قلب تنها را
دوباره آزرده ست
صدا من امروز از عمیق ترین جایه این سینه ست
فغان و ناله و درد
سرود من مرده ست
و یار من انگار
چقدر آسوده ست
از این جدایی ها ز بی وفایی ها
خدا کند دل او همچو آسمان قشنگ
همیشه آبی باد...
خدا کند دل او همچو نام زیبایش
همیشه رنگین باد...!
----------------------------------------
پ ن : نیما یعنی رنگین کمان...


بده دستاتو تو دستام
تا با هم کلبه بسازیم
کلبه ای پر از من و تو
از من و تو ما بسازیم
دور بشیم از همه مردم
واسه درد هم بمیریم
با ستاره ها بخوابیم
با ترانه جون بگیریم
کلبه ای اندازه عشق
سر تو باشه رو شونم
مثل لیلا، مثل مجنون
من بشم مادر گلها
تو بشی بابای بارون
من واسه تو واسه ی من
کلبه ای می خوام که تو باغچش پر باشه از یاسمن
حیاطشم، سرتاسرش باشه چمن
فقط واسه تو واسه من
تو کلبمون خدا باشه...
صاف و بی انتها باشه
پ ن : شعریه که رضا صادقی خونده و خیلی دوسش دارم
پ ن :برای آقا نیمای گلم
پ ن : یه جاهایی شو عوض کردم ( من بشم مادر ....)
-------------------------------------------------------------------------
پ ن: شعر از خودم بود
براي نيماي مهربانم كه خيلي خيلي دلتنگشم
پ ن : اين منو آقايي هستيم تو حياط خونه مون

کسی صدا می زد
مرا ز عمق وجود
کسی که قلبم را
ز دست من بربود
چقدر تنهایم
میان سیل سکوت
میان عمری که
به پای چشم تو سوخت
---------------------------------------------------
پ.ن: شعر از خودم بود
پ.ن : واقعا تنهام بدون چشمای نازت نیمای مهربانم